X
تبلیغات
مادرم تاج سرم

مادرم تاج سرم

فصل جدایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 23:43  توسط آرمین  | 

بانوی آفتاب

بعد از تو
آنقدر با شب بودم
كه نور چشم‏هايم خاموش شد
و آنقدر اسمت را گريستم
كه نامم فراموشم شد
بعد از تو چقدر داستان بي تو بودنهايم را
به كودكان كوچه‏مان گفتم
كه اكنون نمي‏توانم از كوچه بگذرم
چرا از ياد كودكان كوچه‏مان نمي‏روي
من قصه‏هاي مادربزرگم را گوش كردم
من معصوميت مردمانم را فهميدم
حتي شعر ديروزم فراموشم شد
اما تو چرا از يادم نمي‏روي
و من...
با اين زبان زنجيري
هنوز هم كه هنوز است
داد مي‏زنم
بانو!
بانوي سرزمين آفتاب
دوستت دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 23:40  توسط آرمین  | 

بی تابی

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 16:36  توسط آرمین  | 

سکوت

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه‌اي مي‌كند

روياهايش را آسمان پرستاره ناديده مي‌گيرد

و هر دانه برفي،

به اشكي نريخته مي‌ماند.

سكوت سرشار از ناگفته‌هاست .. از حركات ناكرده؛

اعتراف به عشقهاي نهان؛ و شگفتيهاي بر زبان نيامده.

در اين سكوت ...

حقيقت ما نهفته است؛

حقيقت تو و حقيقت من

براي تو و خويش چشماني آرزو مي‌كنم

كه چراغها و نشانه‌ها را در ظلماتمان ببيند ...

گوشي كه صداها و شناسه‌ها را

در بيهوشي‌مان بشنود ..

براي تو و خويش

روحي كه اينهمه را در خود گيرد و بپذيرد.

و زباني كه در صداقت خود، ما را از خاموشي خويش بيرون كشد

و بگذارد از آن چيزها كه در بندمان كشيده است... سخن بگوييم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 16:32  توسط آرمین  | 

طلوع آفتاب

چرا ديگر نمي‌تابد،
بلند اندام زيبايم،
كه شمع پر فروغ و زيور ابيات من بود .

چرا اينگونه ساكت شد،
پري قصه‌هاي من،
گل سرخ خيال لحظه‌هاي غربت و محنت.

چرا تسليم محض سرنوشت نابرابر شد،

مگو، بـــــا تــــو !
كه شايد دلبرت،
دلبسته قصر طلايي شد...

نمي‌دانم .....



نمي‌دانم كه بعد زندگي عشق است يا تزوير؟
نمي‌دانم كه عصر ما،
و آن افسانه شيرين و كهنه قصه ليلي،

همه خواب و خيال است يا همه نسيان؟

نمي‌دانــــــــم ....

ولي، آونگ لحظه هاي شب خيزم،
و قطره قطره باران،
به روي شاخه گل‌ها،
و بغض در گلو مانده،
سرود سبز دوستي را،
و آفتاب صداقت را،
بشارت مي‌دهد روزي.

به امــــــــيد چنان روزي
شب من، روز و، روزم شب شود آخر.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 16:30  توسط آرمین  | 

نمی دانم

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 16:20  توسط آرمین  | 

ای خدا

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 16:18  توسط آرمین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 22:27  توسط آرمین  |